باور کن رفتنم را
باور کن رفتنم را، که می روم تا خاطره ام با ماندنم، لگدمال نشود.
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385
به دنبال آن رود گمشده ام که بی خبر از عطش من
در جستجوی دریاست
گل های خیالم را می شمارم
تو نباشی.....
تنگ بلورین زندگی را از آرزو خالی می کنم...
سیدعلی صالحی
ـــــــــــــــــ
این روزها دلتنگم. دلم برای کسی تنگ شده که روزگاری همه زندگیم بود. قول داده بود هیچ وقت تنهام نذاره. ولی رفت و من تنها شدم... امان از دلتنگی ..... دلتنگی.... دلتنگی.....
نوشته شده توسط آلما
در 7:50 | لینک ثابت
