شنبه دوم دی 1385
اول از همه به دکتر حامد بگم که دکتر جون این دفعه شب یلدا توی مقر فرماندهی (آشپزخانه منزلمون) برگزار نشد در نتیجه آشی هم پخته نشد البته اونجا پخته نشد![]()
جای همه دوستان خالی شب یلدا خونه برادر رضا (شوهر آیلار) مهمونی بود اونجا دعوت داشتیم کلی هم خوش گذشت کلی هم بزن و برقص بود ... بعد از شام دیدم زنگ خونه رو می زنند... داداش رضا رفت دم در دیدیم یه آقا با یک کیک خیلی خوشگل و یه دسته گل که روش هم یک کارت زده بودند وایستاده دم در... گفت ببخشید... آقای دکتر فلانی... داداش رضا هم گفت بله... گفت که این کیک رو گفتن بیارم اینجا... بفرمایید حالا داداش رضا میگه آخه کی فرستاده؟؟؟ اصلا شاید مال ما نباشه... آقاهه هم گفت: تخیر مگر شما اقای دکتر نیستید... اون هم گفت چرا... گفت پس مال شماست... گفتند هم فقط به خود آقای دکتر تحویل بدید...
خلاصه داداش رضا هول هولکی کیک و گل رو گذاشت روی پله ها و تندی کارت روش رو برداشت که بخونه... حالا ماها هم هم رفته بودیم جلوی در که ببینیم جریان چیه... اون هم کارت رو باز کرد و روشو خوند... رو به زنش کرد و گفت: الیکا... نوشته از طرف ۲ نفر که خیلی دوستت دارند.
... یعنی کی؟؟؟؟
![]()
طفلک الیکا گفت: وااا... نیما.... یعنی تو متوجه نشدی....
خلاصه اینکه تولد آقا نیما بود و الیکا جون هم سورپرایزش کرده بود...
بعد از اون هم دوباره بزن و برقص و کیک و آجیل و فال حافظ و.... خلاصه خوش گذشت...
خوب اینطور که می بینم ۲ تا از دوستان منو به یه بازی دعوت کردند دردونه و نرگس
بازی به این صورته: کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه.
۱. اینکه از بچگی حاضرجواب و زبون دراز بودم و این خصلت گاهی اوقات تا مرز سر از دست دادن پیش رفته
۲. اینکه به هیچ عنوان حرف زور رو قبول نمی کنم (اینکه میگم به هیچ عنوان به معنای واقعی کلمه است)
۳. طرفدار شدید سادگی و روراستی هستم توی زندگیم هیچ چیزی رو به اندازه صداقت دوست ندارم
۴. همه میگن خیلی مهربونم
(از خودم تعریف کنم)
۵. برای اونهایی که دوستشون دارم همه کاری انجام می دم که شاید برای خودم اون کار رو انجام ندم
خوب حالا باید ۵ نفر رو معرفی کنم: شری ، امید ، حامد ، تهنا، نق نقو
البته این خیلی بده که فقط میشه ۵ نفر رو معرفی کرد ولی خوب قانون بازی اینه...
----- بعد از ۲ ساعت :فرانکلین عزیزم ببخشید چون خودت هم منو دعوت کردی من دیگه اسمتو برداشتم و یکی دیگه از دوستان رو دعوت کردم ![]()