شنبه بیست و نهم مهر 1385
دو سه سال پیش یه سفر رفتم آذربایجان شوروی... خودم تنها بودم ولی با تور رفتم و الحق تور خیلی خوبی بود... جای همه دوستان خالی. خیلی جالب بود که واحد پولشون شیروان بود به پول خوردشون هم می گفتند ممد (فکر کنم همون منات بودن که کم کم شده بود ممت و ممد)
اونجا تقریبا همه رستوران ها، موسیقی زنده دارند. خیلی آدمهای شادی هستند. کسانی هم که با تور ما آمده بودند خیلی آدمهای خوب و شادی بودند... یه شب برای شام رفتیم یک رستوران که موسیقیش حرف نداشت خیلی عالی بود اون هایی که اهل رقص بودند پاشدند و رقصیدند ... چند تا پسربچه هم بودند که برای همون رستوران کار می کردند اونها هم آمدند وسط و یک رقص خیلی خیلی زیبا اجرا کردند. مردم خیلی ابراز احساسات کردند و دوباره از اونها تقاضا کردند که برقصند... چند تا آقای جوون هم توی گروه سفر ما بودند که اونها هم خیلی می رقصیدند... خلاصه آهنگ شروع شد و اون پسربچه ها (اونهایی که توی رستوران کار می کردند) آمدند و شروع کردند به رقصیدن، این آقاها هم رفتند که برقصند یهو دیدیم که دو سه نفر از کسانی که توی رستوران کار می کردند آمدند و به این آقاها گفتند که بشینند چون اون پسربچه ها دارند می رقصند. به این دوستای ما خیلی برخورد. یکیشون برگشت گفت:
- کشوری که واحد پولش مملی باشه از این بهتر نمیشه .... ![]()
