تبليغاتX
باور کن رفتنم را -

چهارشنبه سوم تیر 1388

یک شعر از برتولت برشت

 

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

 

این روزها خیلی دلم میخواد بتونم مثل قبل یک پست شاد بنویسم...   اما نوشتنم نمیاد

چطور میتونم شاد باشم؟ چطور میتونم به خاطرات شادم فکر کنم؟ چطور میتونم لبخند بزنم؟

فقط میتونم امیدوار باشم ... امید به آزادی و عدالت... امید به صلح... امید به شادی

 

نوشته شده توسط آلما در 9:2 |  لینک ثابت   • 
 
> Stats Maker Blogroll Me! Blogroll Me!