باور کن رفتنم را
باور کن رفتنم را، که می روم تا خاطره ام با ماندنم، لگدمال نشود.
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
واقعا از همه دوستان عزیزی که تولدمو تبریک گفتن ممنونم... مرسی که اینقدر به من لطف دارید...
یک دوست قدیمی خیلی خیلی عزیز دارم که از ۱۰ روز قبل از تولدم شمارش معکوس برام اس ام اس میکرد... ۱۰- روز بعد ۹- تا شب آخر که برام نوشت:
نی نی کوچولوی دیروز، خانم موقر امروز، کودکی که در همچین روزی قلب مهربونش برای یافتن حقیقت تپید. خانم موقری که برای رسیدن به حقیقت امروز عشقش رو به همه از طریق رقص قلم مویش روی بوم نشون میده. با علاقه و عشق سالروز ورودت رو تبریک می گویم....
اشک توی چشمام جمع شد... در جواب نوشتم: مرسی دوست خر مهربونم ![]()
نوشته شده توسط آلما
در 8:0 | لینک ثابت
•

