باور کن رفتنم را
باور کن رفتنم را، که می روم تا خاطره ام با ماندنم، لگدمال نشود.
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
چند سال پیش که ملودی های موبایل اینقدر زیاد نبود یه روز یکی از دوستام زنگ زد بهم ... وقتی جواب دادم فقط صدای خنده خفه ای میامد... گفتم وا چی شده دوباره؟؟؟ چرا حرف نمیزنی؟؟؟؟ گفـت: آلما دارم از خنده میمیرم... توی اتوبوسم... گفتم خوب؟ گفت ببین اینجا یه آقاهه هست صدای زنگ موبایلش "بابا کرم" وقتی موبایلش زنگ میخوره صبر میکنه تا کامل آهنگ پخش بشه بعد گوشی را برمیداره....
راستی شب یلدا همه دوستان عزیزم مبارک باشه. امیدوارم به همتون خیلی خوش بگذره

پی نوشت:
خدمت دوستان گرامی عرض کنم که نه خیر بنده به خواب پاییزی فرونرفتم... سرم خیلی شلوغ بوده... اتفاقا بیدار بیدارم.
نوشته شده توسط آلما
در 15:5 | لینک ثابت
•
